روزی که ادوارد شواردنادزه استعفاء داد

قفقازستان - شامگاه 23 نوامبر سال 2003 ادوارد شواردنادزه از سمت ریاست جمهوری گرجستان استعفاء داد. اینروزها که مردم ایران در خیابانها فریاد مرگ بر دیکتاتور سر داده اند، مقایسه ای داشته باشیم بین واکنش رهبر وقت گرجستان در قبال اعتراضات مردم با واکنش خامنه ای.
روز 22 نوامبر 2003، وقتی صدها هزار نفر از مردم گرجستان به خیابانها امدند و به حکومت شواردنادزه "نه" گفتند، ادوارد شوارنادزه جلسه سخنرانی در پارلمان را ترک کرد و یکروز بعد از مقام خود استعفاء کرد. شواردنادزه در یک پیام تلویزیونی به مردم اعلام کرد که بعنوان فرمانده کل قوا حق دارد دستور کشتار بدهد اما او قصد ندارد خونریزی راه بیندازد. او گفت هرگز به مردم گرجستان خیانت نکرده است و قصد دارد تا آخر عمر در کشور خود زندگی کند.   
اما واکنش خامنه ای به اعتراضات مردم در این روزها چه بوده است؟ او بی مهابا دستور کشتار و قتل عام سراسری اعلام کرده است. خامنه ای برخلاف شواردنادزه دلیلی نمی بیند که بخواهد اثبات نماید به مردم ایران خیانت نکرده است بلکه از جایگاه نماینده خدا حکم به خائن و مزدور بودن معترضان صادر میکند. 
رفتار خامنه ای در دوره حکومت 30 ساله او همواره چنین بوده است، دستور به سرکوب و قتل مخالفان. در آذرماه سال 96 (در آستانه قیام دیماه) قفقازستان یادآوری کرد که بدون شک، تلاش برای وقوع یک انقلاب رنگی در نظامهای خونریز و ایدئولوژیک راهکاری برای فروپاشی اینگونه سیستمها نمی باشد. از زمان انتشار آن مطلب تاکنون وضعیت حکومت خامنه ای چه در صحنه داخلی و در چه در عرصه جهانی به مراتب بدتر شده است. 
خامنه ای نه تنها در بسیاری از جنایات پنهان و آشکار در جمهوری اسلامی نقش داشته است بلکه در سال 1378 خورشیدی فرمان کشتار دانشجویان را صادر کرد.  خامنه ای در سال 1388 خورشیدی معترضان به نتایج روند گزینش رئیس جمهور اسلامی را فتنه گر نامید و فرمان کشتار آنها را صادر کرد. خامنه ای در سال 1398 نیز فرمان کشتار داده است. خامنه ای  تا کی میتواند  مردم را به قتل برساند؟ 

ناگفته هایی درباره خامنه ای
برخی از چهره های لندن نشین اینگونه تبلیغ می کنند که خامنه ای قبل از رسیدن به قدرت آخوندی روشنفکر و معتدل بود اما به تدریج فاسد شد. مشخص نیست اشاره آنها به چه دورانی است. علی خامنه ای در چه دوره ای معتدل بود و چه رفتاری داشت که حاکی از تعادل او بود؟
خامنه ای در دوره کشتار 67 که  از جنایاتی بی همتا لااقل در تاریخ معاصر ایران است،  رئیس جمهور خمینی بود و چطور ممکن است مسئولیتی در مورد آن جنایت بزرگ متوجه او نباشد؟ خامنه ای با حقه و دور زدن قانون اساسی خمینی به رهبری رسید و این میسر نمی بود مگر اینکه او سالها در داخل قدرت تبانی و توطئه کرده باشد.  اینها را همه میدانند دو نمونه از عملکرد خامنه ای که نشان میدهد او چقدر آخوند روشنفکری بود را یاداوری میکنیم که تاکنون رسانه های دیگر به آنها نپرداخته اند:
- اعتراض به برگزاری نمایش های سیاهبازی: در ایران رسم بود هر ساله در ایام نوروز نمایشهایی با عنوان سیاهبازی از تلویزیون ملی پخش می شد. در همان دوره اغازین پس از انقلاب یعنی دورانی که بهار آزادی نامگذاری شده بود، خامنه ای هنرمندان این نمایش را "هنرپیشه گان بزک کرده آمریکایی" خطاب کرد و خواهان جلوگیری از نمایش شد. این اولین تیغ برنده سانسور در جمهوری اسلامی بود که نفس هنرمندان کشور را برید و به آنها برچسب زد. 
- اوایل دهه شصت، پخش مجدد مجموعه تلویزیونی" خانه کوچک" از سیمای جمهوری اسلامی آغاز شد. خامنه ای اینبار هم به صحنه آمد و خواهان قطع این سریال شد.
این دو نمونه مشتی بود از خروار اما همین مقدار کافی است که مشخص شود او به هیچ وجه فردی روشن و با مدارا حتی در عرصه فرهنگی هم نبود. طرفداران خامنه ای تنها نمونه هایی که مثال می زنند سیگار کشیدن و ساز زدن او است که در بین آخوندها معمول نبود. درباره  سیگار کشیدن توضیحی لازم نیست اما مورد ساز زدن اشاره به این نکته بد نیست که بطور کلی خامنه ای ذهنی مشوش و متناقض دارد. این را از گفته های او می توان متوجه شد. خامنه ای هر جمله مثبتی که بگوید آخرش یک اما و اگر می اورد که در عمل هم همان اماها و اگرها قاعده عمل قرار می گیرد. ساز زدن او در حالی که نماز و قرآن هم میخواند بیشتر نشان از دوگانگی و تشویش است زیرا در هیچ زمینه دیگری نمونه ای از روحیات انسانمدارانه در این شخصیت مشاهده نمی شود. 



نظرات

مطلب پربیننده